ئت قرآن ص 135 سوره مائده توسط حضار در جلسه
بیان خاطراتی از شهید مدافع حرم محمد مهدی ذوالفقاری "
زمان فتنه 88 قبل از اینکه بره سره کار با اسپری رنگی که از پول خودش تهیه کرده بود میرفت تو خیابون ها و شعارهایی که علیه رهبری و نظام و مسئولین مملکت معاندین مینوشتن پاک میکرد .برخی دوستاش بهش میگفتن چرا این کار را میکنی دوباره مینویسن میگفت اینا گروه کمی هستن که شعار مینویسن اینجوری میخوان زیاد نشون بدن در ثانی به گفته خودشون رئیس جمهور تقلب کرده چرا به نظام و رهبری حرف میزنن.من اینقدر پاک میکنم که دیگه ننویسن....سوار موتور رسیدیم جلوی دانشگاه تهران آبان88 بود و محمد هادی وقتی دید عده ای جلوی در دانشگاه شروع کردند به رهبری و امام توهین کردن و عکس ایشان را پاره کردن دیگه چیزی نفهمید و با دست خالی به طرف جمعیت حمله ور شد هر چی بهش گفتم تنهایی نرو کاری از پیش نمیبری اشک جلوی چشمهاش را گرفته و بغض گلوش را فشرده بود و اونهام شروع کردن به پرتاب سنگ یکی از سنگها خورد زیر چشمش و بیهوش شد ...بعدها دوستاش گفتن بیا برو جانبازی بگیر محمد هادی میخندید و حتی هزینه های بیمارستانشم خودش داد بله عاشق مقام معظم رهبری بود به طوری که تو مبرزه علیه فتنه داعش در عراق هم همیشه عکسی از رهبر روی جیب پیراهنش نصب بود..

برچسب:
نویسنده: حمید احمدی